<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایران</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/</link>
<description>سرزمین آزادگان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 07 Oct 2008 21:15:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دولت احمدی نژاد یک فاجعه تاریخی است</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;دولت احمدی نژاد یک فاجعه تاریخی است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چرا به دولت دكتر احمدي‌نژاد دولت نهم مي‌‌گويند؟ اين دولت، دولت دهم است. كدام دولت را مي‌خواهند از تاريخ انقلاب حذف كنند؟ دولت بني‌صدر را؟ به هر حال بني‌صدر زماني مورد تاييد امام بوده و شهيد رجايي هم نخست‌وزيرش. لذا بايد دولت اين اشتباه را اصلاح كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اسدالله عسكراولادي تاجر كهنه‌كار ايراني در گفت‌وگو با روزنامه جام جم، با انتقاد شديد از سياست‌هاي اقتصادي دولت در ادامه افزود: در بعد مقايسه چون رهبر معظم انقلاب امر به حمايت همه‌‌ از دولت احمدي‌نژاد كرده‌اند، ما از دولت ايشان حمايت مي‌كنيم، با اين‌كه معتقديم اين دولت و سياست‌هاي اقتصادي‌اش به تمام معني فشل است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما ببينيد در دولت ميرحسين موسوي نفت بشكه‌اي 12 تا 15 دلار بود و كشور اداره شد. شما اگر آن قيمت را با قيمت 120 دلاري فعلي مقايسه كنيد به يك واقعيت تاسفبار مي‌رسيد كه سطح فقر الان با سطح فقر آن زمان فرقي ندارد. چرا بايد اين‌طور باشد؟ مگر قيمت نفت ما 12 برابر نشده، پس چرا سطح فقر همان است؟ آن زمان هر دلار آمريكا 6/6 تومان بود كه زمان رياست دكتر موسوي بر بانك مركزي به 5/10 تومان رسيد. اما الان قيمت دلار چند است؟ چقدر ارزش پول ملي كاهش يافته است؟ حتي شما به دولت 8 ساله رهبر معظم انقلاب نگاه كنيد. آن زمان نيز نفت به 20 دلار نرسيده بود، اما جنگ و كشور بخوبي اداره شد و هرچند مشكلات حاد وجود داشت، اما احساس تورم و فقر تا اين اندازه نبود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي در ادامه افزود: در دولت ‌هاشمي نيز با وجود خرابي‌هاي جنگ، توانستيم دوران سازندگي را ايجاد كنيم و در زمان خاتمي روابطمان با دنيا را اصلاح كنيم و اقتصاد بين‌المللي‌مان را گسترش دهيم. اصلا انكار نمي‌كنم ما در دولت آقاي خاتمي ضعف‌هاي ارتباطي زيادي ديديم و برخي اطرافيانش را هم قبول نداشتيم و نداريم، اما بالاخره اين دولت توانست در دنيا خيلي كارها براي ما بكند، ببينيد، من يك تاجرم كه در سياست دست دارم، اما ديد و نگاهم در سياست و عمل سياسي بر پايه‌هاي اقتصادي استوار است، چرا كه معتقدم سياست را اصلا اقتصاد تعيين مي‌كند، لذا قبل از انجام هر عمل سياسي بايد صراحتا از خودمان بپرسيم آنچه باقي مي‌ماند فايده‌اش براي كشور چيست؟ چه منافعي را تامين مي‌كند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سودش براي مردم چيست؟ اگر اين سوالات بدرستي پاسخ داده شد، پس عمل سياسي ما هم درست است، اما رك بگويم، سياست‌هاي دولت دكتر احمدي‌نژاد به اين بعد مهم هيچ پاسخي نداده است. من شايد اكثر كشورهاي دنيا را ديده‌ام و الان نيز زياد سفر مي‌روم. در اين سفرها واكنش‌هاي مردم را نسبت به ايران مي‌سنجم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عسكراولادي در ادامه با بيان اين مطلب كه ملت‌ها ما را دوست دارند و دولت‌ها دوست ندارند، افزود: اين دوست‌داشتن چيز خوبي است و واقعا دستاورد است و شك نداريم اما چيزي از آن درنمي‌آيد، چون دولت‌ها كه تصميم‌گير و تصميم‌ساز هستند بعضا ما را دوست ندارند. بنابراين منافع اقتصادي ما در دنيا به خطر افتاده است و اين حلقه دارد تنگ‌تر مي‌شود. واقعا ما بايد در تامين منافع اقتصاديمان سود و زيان عمل سياسي را در نظر بگيريم و با تكنيك سياسي خطرها را به در كنيم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين فعال اقتصادي با انتقاد از مانع تراشي‌هاي دولت بر سر راه رشد اقتصادي اظهار داشت: حرف من اين است كه دولت دكتر احمدي‌نژاد در داخل دارد ما را دچار يك خودتحريمي مي‌كند. خودتحريمي توصيفي است كه براي شرايط امروز اقتصادي كشور به كار مي‌برم؛ موانعي در توليد، سرمايه‌گذاري و تجارت كه باعث رشد قيمت‌ها و كسادي كار فعالان مي‌شود؛‌ يعني موانع داخلي كه رشد و رونق اقتصادي كشور را با چالش روبه‌رو كرده است. متاسفانه بايد بگويم در بخشي از بدنه دولت، شيوه‌ها و رفتارهايي وجود دارد كه هم به رشد قيمت‌هاي داخلي دامن مي‌زند و هم جلوي رشد اقتصادي را مي‌گيرد. من اسم اين پديده را خودتحريمي مي‌گذارم. يعني خودمان (دولت) جلوي اقتصاد را گرفته‌ايم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي همچنين با اشاره به سياست‌هاي خلق‌الساعه بازرگاني كشور آن را نمودي از تحريم‌هاي دولت عليه تجارت ايران با كشور هاي ديگر دانست و افزود: ما به عنوان تاجر حس مي‌كنيم با موانع داخلي رونق اقتصادي بايد بيش از موانع خارجي جنگيد. مثلا ما الان در گمركات، حدود 14 هزار كانتينر جنس داريم كه به دلايل متعدد، اجازه ترخيصش را نمي‌دهند. موسسه استاندارد آمده و گفته چون طول اين تيرآهن 9 متر است و استاندارد جديد ما 7 متر؛ پس نبايد اين تيرآهن را وارد كشور كنيد. هرچه ما داد مي‌زنيم كه آقا در تجارت دنيا، اين يك قانون است كه وقتي كالايي سوار كشتي شد، ديگر هر قانون جديدي كه درباره آن وضع شود، مشمول بار موجود در كشتي نمي‌شود، گوش نمي‌كنند. هر لحظه يك مقررات جديد و خلق‌الساعه. خدا بگويم اين سازمان بنادر و دريانوردي را چه كند كه اينقدر از اين كانتينرها دموراژ مي‌گيرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين است كه الان اين تعداد عظيم كانتينر كه كشور به كالايش نياز دارد، در بنادر ما خوابيده و هزينه رويش انبار مي‌شود. حالا فكر مي‌كنيد در نهايت اين هزينه دموراژ و انبارداري و معطل كردن را چه كسي مي‌پردازد؟ روشن است؛ مصرف‌كننده نهايي.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي در ادامه ضمن گلايه از خلف وعده رئيس‌جمهور افزود: الان وضعيت تجاري ما طوري شده كه خود دولت بزرگترين عامل رشد هزينه توليد و تجارت است، چون هزينه‌هاي اضافي را با راه‌هاي مختلف بر دوش توليدكننده مي‌گذارد. من در يكي از اولين جلساتي كه با دكتر احمدي‌نژاد داشتم، از ايشان خواستم در هر سفر خارجي كه مي‌رود، تعدادي از تجار و نمايندگان بخش خصوصي را هم با خود ببرد. پذيرفت و به وزارت امور خارجه دستور اكيد داد. الان سه سال و نيم از زمان آن دستور مي‌گذرد، ‌حتي يك مورد مهم اتفاق نيفتاده كه كسي از بخش خصوصي در هيات‌هاي ايشان باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هرچند اسدالله عسكراولادي مدعي است بر خلاف برادر خود حبيب الله در كارهاي دولتي وارد نشده است، اما خود را مكلف مي‌بيند كه انتقادهايش را نسبت به ضعف سياست‌هاي اقتصادي دولت بيان كند؛ بنابراين اظهار مي‌دارد: ما مي‌بينيم و احساس تكليف مي‌كنيم كه بگوييم، يا ما مثلا همين بحث خصوصي‌سازي و اصل 44. اين كه قانون 200 ماده‌اي لازم ندارد. يك اصل دارد كه بايد حل شود و آن اين است كه دولت نمي‌خواهد كركره دكانش در اقتصاد را پايين بكشد. نمي‌خواهد يا نمي‌توانند بگويند و هي ماجرا را مي‌پيچانند. از اين جيب به آن جيب مي‌كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يك شركت دولتي مي‌رود سهام يك شركت دولتي ديگر را با واسطه مثلا شركت سرمايه‌گذاري مي‌خرد و اسمش را مي‌گذارد عمري غيردولتي و بعد هم مي‌آيند و مي‌گويند نصف دارايي دولت را فروخته‌ايم. بله! فروخته‌ايد؛ اما به خودشان نه به مردم واقعي كه پولشان را از جيب‌شان دربياورند و دارايي دولت را بخرند. اصلا نظر امام‌ره‌ نيز درباره رفتار دولت در اقتصاد همين بود. يادم مي‌آيد اواخر سال 60 كه حبيب‌الله وزير بازرگاني دولت ميرحسين موسوي بود، به اتفاق رفتيم خدمت امام.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ايشان در ‌آن ديدار دو جمله گفتند كه به نظر من از آن موقع تا آينده منشور اقتصاد ماست. ايشان گفتند هر كاري را كه مردم مي‌توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد و هر كاري را كه مردم نمي‌توانند انجام بدهند، كار دولت است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين منشور اصل 44 است كه متاسفانه اجرا نمي‌شود. دولت در بسياري كارهاي اجرايي كه اصلا كارش نيست، وارد شده كه البته اين مختص دولت احمدي‌نژاد نيست. ميراث و روش نامطلوبي است كه از قبل مانده است. جالب اينجاست كه حاضر هم نيست از اقتصاد بيرون برود و بهانه و دليل مي‌تراشد كه همچنان بماند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي همچنين با وارد كردن دو ايراد اساسي به طرح تحول اقتصادي درباره تاثير اين طرح بر وضعيت اقتصادي و تجاري كشور گفت: اين طرح از دو جنبه مشكل ريشه‌اي و اساسي دارد؛ نخست از جنبه معناي تحول و دوم از نظر افرادي كه مي‌خواهند آن را اجرا كنند. از جنبه معناي تحول، محور اصلي اين طرح، مردم ديده شده، نه توليدكننده، لذا در پايه دچار اشكال است. تصور كنيد بسياري از خانواده‌هاي ايراني مثلا 300 هزار تومان گيرشان بيايد، فكر مي‌كنيد با آن چه كنند؟ پس‌انداز؟ خير. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كالاي غذايي و اساسي مي‌خرند و اين يعني تورم انفجاري. به نظرم، راه‌حل صحيح در طرح تحول اقتصادي؛ اين بود كه دولت به جاي پرداخت يارانه مستقيم به مردم، مي‌آمد دريافتي‌هاي خودش از توليد و تجارت مانند ماليات و عوارض را برمي‌داشت تا هزينه واقعي توليد پايين بيايد و هم رونق ايجاد شود و هم قيمت‌ها كنترل گردد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مطمئن باشيد با اين روش، كمك بسيار بزرگتري به مردم مي‌شود و اما محور دوم، افرادي است كه مي‌خواهند طرح تحول به اين بزرگي را اجرا كنند. ببينيد، من با سياستمداران فراواني از نسل‌هاي گوناگون نشست و برخاست كرده‌ام. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به دكتر احمدي‌نژاد هم ارادت دارم، اما اين افراد اين كاره نيستند كه بتوانند چنان طرح تحول بزرگي را اجرا كنند. در همين حد و سربسته مي‌گويم، چون با بسياري از افراد اين دولت دوست هستم، اما صلاح مملكت بر دوستي مقدم است، لذا به نظرم، طرح تحول به اين شكل قابل اجرا نيست و بايد دستكم يك سال به طور جداگانه روي محورهاي آن مطالعه شود و بعد بتدريج وارد فاز اجرا شويم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 21:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه تبريز در اعتراض به بازداشت های دانشجويان هويت طلب</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خبرنامه اميرکبير: روز شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه در اعتراض به بازداشت دانشجويان هويت طلب تبريز در تابستان و عدم آزادی آنها، در صحن دانشگاه تحصن تحصن کردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين تحصن از مقابل دانشکده انسانی دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فنی دانشگاه تبريز حرکت کردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرنامه اميرکبير بر روی پلاکارها عباراتی همچون “دوستانمان را آزاد کنيد: سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آيدين خواجه ای، امير مردانی، منصور امينيان، مقصود عهدی”، “قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليقا وار هوسيم”، “خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه….”، “حرف را بايد زد، درد را بايد گفت”، ” release our friend” نوشته شده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه ای خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پايان رساندند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متن نامه ی قرائت شده دانشجويان به اين شرح است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسمه تعالی&lt;BR&gt;رياست محترم دانشگاه تبريز جناب آقای دکتر علوی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با سلام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همچنان که مستحضريد دانشجويان دانشگاه تبريز سال تحصيلی جديد را در حالی آغاز می کنند که ۶ تن از دوستان و همکلاسی ها يشان در بازداشت به سر می برند. اين دستگيری ها از روز ۲۷ تير ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک، فراز زهتاب و آيدين خواجه ای-دانشجويان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امير مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافيا- و منصور امينيان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک- ادامه يافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت اين دانشجويان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستيزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آميز را چشيده با اين حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنين برخوردهايی نيز نتيجه ای جز افزايش نارضايتی در ميان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين ميان بازداشت های اخير با بی مهری و بی توجهی مسئولين دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمايت بر آمدن از اين دانشجويان نه کاری سترگ که حفظ شان و حيثيت دانشجو و دانشگاه است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمنديم از تمامی توان و اختيارات خود برای آزادی هرچه سريعتر دانشجويان در بند استفاده نماييد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099 size=5&gt;گفتگويي بي پرده با مادر دردمند ابوالفضل جهاندار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;
&lt;H3&gt;دو سال از بازداشت ابوالفضل جهاندار از فعالان دانشجويي که مديريت سايتي خبري را نير بعهده داشت گذشت ، وي که عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه و همچنين شوراي عمومي تحکيم وحدت بود در يک پروسه پرابهام و نقص قضائي براساس اتهامات غيرقانوني چون تلاش براي انقلاب مخملي،توهين به مسئولان و تبليغ عليه نظام به سه سال زندان محکوم گرديد . در آستانه دومين سال زندان نامبرده گفتگويي با مادر دردمند وي انجام داديم ، اين مادر دردمند در خانه روستايي خود در روستاي &quot;لاشک&quot; از توابع عباس آباد در شمال کشور اينچنين گفته هاي خود را آغاز نمود :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما مي دانيد که در حال حاضر دو سال است که پسر من به جرم توهين به نظام زنداني است. اما پسرم اگر حرفي زد فقط يک انتقاد بود، توهين به نظام کارهايي است که بعضي اشخاص در کشور ما انجام مي دهند.&lt;BR&gt;مثلا ما اول انقلاب شعار مي داديم که &quot;استقلال، آزادي&quot; و آزادي بيان يکي از شعارهاي ما بود. شعارمان اين بود که &quot;جمهوري اسلامي ايجاد بايد گردد، زنداني سياسي آزاد بايد گردد&quot; اين که الان امثال پسر من زنداني سياسي هستند آياخلاف وعده هاي نظام نيست؟ ، آيا آسيب به آبروي نظام نمي زند؟&lt;BR&gt;اگر شاه زنداني سياسي داشت، 2500 سال سلطنت، دست به دست و نسل به نسل، موروثي شده بود ولي اين نظام خون هاي زيادي ريخته شد به پايش. اين نظام با صداي الله اکبر که آواي توحيد است آغاز شد و با شعار استقلال آزادي به پيروزي رسيد. يا اينکه مثلا &quot;برادري، برابري، حکومت عدل علي&quot;. آيا علي مخالفان و يا منتقدان خودش را به زندان مي انداخت؟.&lt;BR&gt;مگر علي نبود که ابن ملجم قاتلش بود، علي براش شيرفرستاد و گفت اين اسير شماست بخورد. اگر حکومت ما حکومت علي است، چرا پسر من را اينقدر زدند تا چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ببيند؟ اگر حکومت ما حکومت علي است، چرا پسر من را براي مداوا نمي فرستند بيايد تا مداوا بشود؟. اگر حکومت ما حکومت علي است، ده ها نامه براي مسئولين دادم، چرا نامه هاي من همين طور بلاتکليف و بدون جواب ماند و فقط يک تلفن سرکاري به ما دادند.&lt;BR&gt;بيش از هزار شخص صالح با هزار امضاء، که در ايران براي پيروزي در انقلاب و جنگ زحمت کشيده اند تقاضا کردند که به اين جوان آزادي مشروط بدهيد، تا حداقل براي مداوا به بيرون از زندان آورده شود! آيا حکومت عدل علي اين چنين حکومتي است؟ ماييکه اين همه زحمت کشيديم، طلاهاي گردنمان را براي جنگ فروختيم، تا ايران، تا وطن من جولانگاه دشمن نشود، فداکاري کردم، شوهرم را فرستادم &quot;ماهان&quot;، جنگ کرد تا آرتوروز گرفت و گفتند ديگر نمي تواني بجنگي و بايد خانه نشين شوي. الان کساني که جنگيدند از سگ و گربه ولگرد بي ارزش ترند، لااقل سگ و گربه وقتي اطراف خانه کسي مي گردند، يک غذايي به آن ها مي دهند. ولي من نه هيچ حقوقي دارم، نه هيچ درآمدي دارم، نه هيچ مزايايي، آيا حکومت علي اين است؟ آيا حکومت رسول خدا اين است که يک پيرمرد 70 ساله، يک پيرزن 65 ساله بروند در برابر قاضي تضرع کنند؟، قاضي با لحن بد و تند با آن ها صحبت کند و آن ها را ريشخند کند و بيايند بيرون، آيا قضاوت کار رسول خدا نيست؟ آيا در حکومت علي همچين چيزي بود؟&lt;BR&gt;من الان 65 سالم است، بيش از پنجاه و خورده اي سال است که پاي خطبه هاي علما مي نشينم، از کرم وجود علي هر چي مي گويند کم گفته اند. ولي چنين رفتارهايي را در حکومت علي سراغ ندارم. اين که به جرم توهين به نظام گرفتنش، توهين به نظام نيست، تنها يک انتقاد بوده است، چون شعار ما استقلال و آزادي بود. يک نفر مي رود و سرقتي انجام مي دهد، چند ماه در زندان مي ماند و سپس عفو مشروط مي خورد و روز در خيابان قدم مي زند و شب دوباره دنبال کارهاي سابق خود مي رود. کجاي قانون، کجاي دين، کجاي وجدان، گفته اند که يک جوان که با خونابه جگر بزرگ شده است، در زندان بماند و مني که نه وضع ماليم، نه وضع فيزيکيم اجازه نمي دهد از شمال بيايم به تهران و به ديدن پسرم بروم، مثل يعقوب چشم به در دوخته ام و دست به آسمان الهي بلند کرده ام که به داد من برسد، خدا که ماشاالله آنقدر صبرش زياد است که نمي دانم کي مي خواهد به داد من برسد!&lt;BR&gt;آيا حکومت علي اين چنين بوده است؟ آيا دادگاه انقلاب بايد اين چنين با من برخورد کنند؟ آخر من چه کار کرده ام که بايد تحقير بشوم، آيا حکومت علي اين چنين بود؟ مگر رسول الله (ص) نبودند که به ايشان توهين مي کردند، حرف بد مي زدند، شکمبه ي شتر روي ايشان مي ريختند، فردا زن يهودي مريض مي شود و حضرت به عيادت ايشان مي رود، آيا رسول الله چنين کارهايي با پيروان خودشان مي کردند؟ اگر چهار روز بگويم کم گفته ام، درد دل من آنقدر هست که ديگر گفتنش فايده اي ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;-در حالي که بيش از نيمي از دوران حبس فرزندتان گذشته است، طبق قانون بايد با استفاده از آزادي مشروط، آزاد شود. چرا آزادشون نکرده اند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عرض من هم همين است، هزار نفر امضا کرده اند براي آزادي مشروط پسرم، گفته اند که او مريض است، چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ديده است، بيايد درمان شود و اگر بازهم اصرار داريد ميتواند سپس براي ادامه حبس برود. شما اگر مي توانيد از طريق هر رسانه اي صحبت هاي من را به گوش مسلمانان، به گوش مومنان، همين مومنان و مسئولين، مجلس خبرگان، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و ... برسانيد، مي دانم گوش مي کنند و صداي من را مي شنوند. خودشان مي دانند که حضرت رسول فرموده اند که حکومت با کفر باقي مي ماند ولي با ظلم نه، آن هايي که اين را مي دانند چرا ظلم در حق من بيچاره مي کنند. هر کسي من را مي بيند، فقط از خدا عدالت مي خواهد، عدالت!. مي گويند، فلان کس، هروئين و حشيش داشته است و بعد از يک هفته آزاد شده است، چرا فرزند تو آزاد نشده؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;-به شما اجازه ملاقات مي دهند؟ آيا اجازه تماس تلفني با منزل دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تلفن مي زند، ولي ملاقات اگر هم بدهند، من و پدرش وضع مالي و فيزيکي مناسبي براي رفتن نداريم، فقط يک بار رفتم که قاضي را ببينم، آن هم آنقدر تحقير شدم و آنقدر توهين به من شد که ديگر نرفتم.&lt;BR&gt;من در کشوري زندگي مي کنم که ثروتمندترين کشور در آسيا است، معدن طلا و سنگ و نفتي که ايران دارد هيچ کجا ندارد، آيا درست است که کشور من نفت را هر بشکه چند دلار بفروشد، خاويار را هر گرم چند دلار بفرشد، ولي من با سختي زندگي کنم و دو سال رنگ پسرم را نبينم، آيا حکومت علي اين است؟ آيا اين کار توهين به اسلام و نظام و خون شهدا نيست؟ مي خواهم مردم ايران، مسلمين ايران، خانواده شهدايي که عزيزشان را داده اند در راه ايران، آن ها قضاوت کنند. فعالان حقوق بشر در ایران 31.08.2008&lt;/H3&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=5&gt;گزارش تجمعات روز سخنراني محمود احمدي نژاد در دانشگاه تهران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot;وعده ي ما امروز، دوشنبه ساعت 9:30 دقيقه در مقابل کتابخانه ي مرکزي، در هنگام حضور احمدي نژاد در تالار علامه اميني&quot;. اين جمله پايين تراکت کوچکي نوشته شده بود که تنها ساعتي پيش از ورود احمدي نژاد به دانشگاه تهران، بين دانشجويان دست به دست مي چرخيد. دانشجوياني که روي تراکت هاي کوچک ديگري از جمله خطاب به احمدي نژاد نوشته بودند: &quot;مي آييم تا ياد آوري کنيم پا به مکاني آکادميک مي گذاري که مسئولان منصوب شما بهترين اساتيد ش را اخراج کرده اند... مي آييم تا از خوابگاههاي 6 نفر و بيشتر گلايه کنيم... مي آييم تا مزه ي عدالت را بچشيم، فردا مي آييم تا ببينيم بين ما و دانشجويان کلمبيايي عدالت بر قرار مي کني؟ همانطور که حرفها و حتي توهين ها و هو کردنهاي آنها را شنيدي و تحمل کردي، سئوالات و انتقادات ما را هم مي شنوي؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot;وعده ي ما امروز، دوشنبه ساعت 9:30 دقيقه در مقابل کتابخانه ي مرکزي، در هنگام حضور احمدي نژاد در تالار علامه اميني&quot;. اين جمله پايين تراکت کوچکي نوشته شده بود که تنها ساعتي پيش از ورود احمدي نژاد به دانشگاه تهران، بين دانشجويان دست به دست مي چرخيد. دانشجوياني که روي تراکت هاي کوچک ديگري از جمله خطاب به احمدي نژاد نوشته بودند: &quot;مي آييم تا ياد آوري کنيم پا به مکاني آکادميک مي گذاري که مسئولان منصوب شما بهترين اساتيد ش را اخراج کرده اند... مي آييم تا از خوابگاههاي 6 نفر و بيشتر گلايه کنيم... مي آييم تا مزه ي عدالت را بچشيم، فردا مي آييم تا ببينيم بين ما و دانشجويان کلمبيايي عدالت بر قرار مي کني؟ همانطور که حرفها و حتي توهين ها و هو کردنهاي آنها را شنيدي و تحمل کردي، سئوالات و انتقادات ما را هم مي شنوي؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/022.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به عقيده دانجويان معترض، احمدي نژاد اما براي برقراري چنين عدالتي به دانشگاه نيامده بود؛ چرا که نه فقط هيچ يک از صدها دانشجوي منتقد اجازه ي حضور در سالن سخنراني وي را نيافتند، بلکه نيروهاي امنيتي با محاصره ي دانشگاه تهران از همان صبح رفت و آمد دانشجويان را سخت زير نظر گرفتند و مامورين انتظامات دانشگاه نيز از ورود دانشجويان ديگر دانشگاهها به دانشگاه تهران جلوگيري کردند. با اين حال تعدادي از دانشجويان دانشگاههاي علامه و پلي تکنيک به سختي و به کمک دوستانشان در دانشگاه تهران توانستند از حصار هاي سخت امنيتي عبور کنند و به درون دانشگاه تهران راه يابند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم که يک روز پيش از حضور احمدي نژاد در دانشگاه تهران با طرح بيست سئوال خواستار پاسخگويي وي شده بودند با تهديد نيروهاي امنيتي از حضور در دانشگاه تهران باز ماندند، اما سئوالات آنان بارها از زبان سخنرانان تريبون آزاد و در تجمع دانشجويان معترض تکرار شد؛ خصوصا در اين مورد: &quot;سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير به نامهاي احسان منصوري، مجيد توکلي و احمد قصابان که از اعضاي اين اتحاديه نيز مي باشند، به اتهام انتشار نشرياتي جعلي بيش از 5 ماه است که درزندان به سر مي برند. بسياري معتقدند انتشار نشريات جعلي توسط حاميان شما و براي انتقام گيري ازدانشجويان بوده است. در جلسه اخير دادگاه اين سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالي در دانشگاه امير کبير مطرح شده است. با اين وجود چه طور در دانشگاه کلمبيا ادعا نموديد که با دانشجوياني که در دانشگاه امير کبير به شما انتقاد نمودند برخوردي صورت نگرفته است؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به جز نامه ي اعضاي شوراي مرکزي تحکيم، همزمان با سخنراني احمدي نژاد، نامه ي ديگري نيز در سايت هاي اينترنتي منتشر و در ميان دانشجويان دست به دست شد. نامه اي که امضاي دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران- يکي از طيف هاي جنبش دانشجويي ـ را در پاي خود داشت. نامه اي مشحون از پرسشهاي صريح و انتقادات تند. در قسمتهايي از اين نامه آمده بود: &quot;آقاي احمدي نژاد با وجود توقيف بيش از صد نشريه، بازداشت مداوم فعالين سياسي و فعالين حقوق بشر، اخراج و بازنشستگي اجباري اساتيد، سه ستاره شدن دانشجويان و صدور احکام محروميت از تحصيل براي دانشجويان منتقد، و تحميل سانسور وقيحانه ي خبري به رسانه هاي مستقل آيا صحبت کردن از آزادي بيان در ايران بيشتر شبيه يک شوخي نيست؟ وقتي که احزاب همه اينگونه تحت فشارند و مامورين تحت امر شما در روز روشن به دفتر يک حزب قانوني حمله ي مسلحانه مي کنند و اعضاي ان را به زننده ترين وجه ممکن بازداشت مي کنند شما چگونه مي توانيد مدعي وجود آزادي در کشور شويد؟... شما اگر ذره اي به آزادي، دموکراسي و حقوق بشر اعتقاد داشتيد هرگز به برخوردهاي اينچنيني با مخالفين و منتقدين خود ـ خواه دانشجو و خواه غير دانشجو- رضايت نمي داديد... ما مصرانه از شما مي خواهيم که به نقض حقوق بشر در ايران و به تعقيب و آزار منتقدين خاتمه دهيد. ما از شما مي خواهيم که به جاي طرح شعارها و ادعا هاي تو خالي فکري جدي به حال اقتصاد بيمار دولتي و فقر فزاينده ي مردم کنيد. ما از شما مصرانه مي خواهيم که شبح جنگ و تحريم را از کشور ما دور کنيد.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تجمع دانشجويان در داخل دانشگاه و در مقابل سالن سخنراني محمود احمدي نژاد آغاز شد. تجمعي که چندين بار با يورش لباس شخصي هايي که خود را &quot;دانشجويان بسيجي&quot; مي ناميدند به خشونت کشيده شد، چهره هايي که هيچکدام براي دانشجويان دانشگاه تهران آشنا نبودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزديک به هزار دانشجو- يعني عددي بيشتر از افرادي که در تالار علامه اميني به سخنراني احمدي نژاد گوش مي کردند- در محوطه ي دانشگاه تهران فرياد مي زدند: &quot;رييس جمهور فاشيست- دانشگاه جاي تو نيست&quot;. دانشجويان همچنين با سر دادن شعار &quot;مرگ بر ديکتاتور&quot; و &quot;عامل تبعيض و فساد ـ محمود احمدي نژاد&quot; اعتراض خود را به سياستهاي وي اعلام کردند. اما شايد همه ي آنچه دولت احمدي نژاد با دانشگاه کرده بود در اين شعار خلاصه شده بود که: &quot;اخراج، تعليق، شکنجه ـ نتيجه ي مهرورزي&quot;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حين تريبون آزاد نمايندگاني از دانشگاه علامه و دانشگاه پلي تکنيک نيز به ايراد سخنراني پرداختند و در مورد احکام سنگين انضباطي در دانشگاه علامه و بازداشت دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک احمدي نژاد را مورد پرسش قرار دادند. اين اما پايان ماجرا نبود. دانشجوياني که تحت تدابير شديد امنيتي از راه يافتن به سالن باز مانده بودند با راهپيمايي در محوطه ي دانشگاه و سر دادن سرودهاي يار دبستاني و اي ايران به طرف يکي از درهاي رو به خيابان انقلاب دانشگاه تهران حرکت کردند. اينجا بود که در مواجهه ي دانشجويان با پليس ضد شورش که آن سوي نرده هاي دانشگاه مستقر بود اتفاق کم سابقه و عجيبي افتاد، پليس از بيرون دانشگاه براي متفرق کردن دانشجوياني که درون دانشگاه بودند به &quot;گاز فلفل&quot; متوسل شد. واکنش دانشجويان به اين اقدام پليس ضد شورش فرياد &quot;نظامي حيا کن- دانشگاه را رها کن&quot; بود. دانشجويان همچنين شعار مي دادند. &quot;حکومت سپاهي - نمي خوايم نمي خوايم&quot;، &quot;حکومت زور نمي خوايم- پليس مزدور نمي خوايم&quot;. دقايقي پس از اين واقعه، ماشين حامل وزير علوم به طور کاملا اتفاقي با دانشجويان خشمگين رودر رو شد که دانشجويان با شعار &quot;وزير بي کفايت -استعفا استعفا&quot; به استقبال او رفتند و زاهدي به کمک راننده و تيم محافظانش به سرعت از صحنه گريخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/026.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دانشجويان به دنبال قريب به 4 ساعت تجمع و راهپيمايي، حوالي ساعت 2 بعد از ظهر به تجمع خود پايان دادند. پايان اين تجمع نيز البته با زد و خورد دانشجويان و نيروهاي لباس شخصي درون دانشگاه همراه شد. يکي از اين دانشجويان مي گويد: &quot;حال بايد نشست و ديد احمدي نژاد همان انتقامي را که از دانشجويان پلي تکنيک گرفت از دانشجويان معترض امروز هم خواهد گرفت؟&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين دانشجو مي افزايد: &quot;احمدي نژاد از دانشگاه تهران رفت، با انبوهي از سئوالاتي که نه تنها بي پاسخ ماند بلکه حتي مجال طرح هم نيافت تا دانشجويان ايراني با خود بيانديشند جايگاه آنها در کابينه ي 70 ميليوني محمود احمدي نژاد کجاست&quot;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اين سخن هنگامي وجهي ديگر گرفت که يکي از سخنرانان تجمع آرزو کرد: &quot;اي کاش، منصوري، قصابان و توکلي هم سربازان متجاوز انگليسي بودند تا هر چه زودتر و با کمال عزت و احترام آزاد مي شدند&quot;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دانشجويان بسياري هم بودند که مي گفتند: احمدي نژاد حتما صداي فرياد دانشجويان در دانشگاه تهران را شنيده است و حتما اين فراز از نامه ي آنها را خوانده است که: &quot;شما از مهرورزي، عشق و عدالت مي گوييد در حاليکه معلماني را که تنها حق خود را مي خواستند به خشن ترين شکل سرکوب کرديد. کارگراني را که حق خود را مي خواستند به زندان افکنديد و دانشجويان و روشنفکراني را که مخالف شما بودند يا متفاوت از شما مي انديشيدند را در زندانهايتان به زنجير کشيديد&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=entry-content&gt;
&lt;P class=entry-body align=center&gt;&lt;B&gt;
&lt;CENTER class=entry-body&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/001.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/002.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/005.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;CENTER class=entry-body&gt;&lt;BR&gt; &lt;/CENTER&gt;
&lt;CENTER class=entry-body&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/011.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/013.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/014.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/015.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/016.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/017.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/019.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/020.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/021.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/024.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/025.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://norooznews.ir/photo_album/photo/university01/027.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;CENTER class=entry-body&gt; &lt;/CENTER&gt;
&lt;CENTER class=entry-body&gt; &lt;/CENTER&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 00:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف کتبی کردان به جعلی بودن مدرک تحصیلی اش </title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;عصرایران - رئيس جمهورى اسلامى ايران گزارش وزير كشور پيرامون پيگيرى هاى صورت گرفته خود درباره مدرك تحصيلى اش را براى رئيس مجلس شوراى اسلامى و نيز رئيس قوه قضائيه ارسال كرد.&lt;BR&gt;به گزارش ايران ، على كردان روز شنبه در نامه اى خطاب به رئيس جمهورى اعلام كرد كه به محض اطلاع از جعلى بودن مدرك تحصيلى اش ، از فردى كه مدعى نمايندگى دانشگاه آكسفورد در تهران بوده، شكايت كرده است.&lt;BR&gt;دكتر احمدى نژاد در هامش اين نامه دستور داده كه نسخه اى از گزارش على كردان جهت اطلاع نمايندگان در اختيار رئيس مجلس شوراى اسلامى قرار گيرد و رونوشتى از آن نيز با تأكيد بر تعقيب قضايى متخلفان و جلوگيرى از تكرار سوء استفاده براى رئيس قوه قضائيه ارسال شود.&lt;BR&gt;در اين نامه با بيان گزارشى از سير پيگيرى اين پرونده ، خطاب به رئيس جمهورى آمده است : در جريان رأى اعتماد نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى به اينجانب كه در فضايى آزاد و با اظهار نظرات موافق و مخالف و طرح موضوعات گوناگون همراه بود ، موضوع دكتراى افتخارى بنده مطرح و مورد تشكيك قرار گرفت ؛ مدركى كه در هشت سال پيش با ملاحظه سوابق مديريتى و تجارب اجرايى اينجانب و ارائه رساله به نام دانشگاه آكسفورد لندن به واسطه فردى كه از دانشگاه مذكور در امور زبان انگليسى در تهران دفتر نمايندگى تأسيس كرده بود، صادر گرديده است.&lt;BR&gt;وى با تأكيد بر اينكه «در طول هشت سال گذشته هرگز مسئله اى كه صحت مدرك ياد شده را مورد سؤال قرار دهد در ذهنم خطور نكرده بود و لذا همواره به صحت مدرك مذكور اعتقاد و اطمينان كامل داشتم»، افزوده : بر اساس همين باور و درحالى كه ضرورتى هم نداشت ، در ايام رأى اعتماد نسبت به ارائه آن اقدام نمودم. اما با طرح برخى نظرات ترديدآميز نسبت به مدرك ياد شده، احساس كردم ضرورى است تا در باب اثبات صحت آن، مستندات هرچه بيشترى را ارائه نمايم.&lt;BR&gt;در ادامه اين نامه آمده است : اين امر نه از جهت اهميت مدرك مذكور براى خود، بلكه از بابت رفع اتهام «جعل» بود كه در برخى اظهارات متوجه اينجانب شده بود. اتهامى كه براى حقير بسيار سنگين مى نمود. لذا همان گونه كه حضرتعالى در جريان قرار داشتيد، نسبت به ارزيابى مجدد مسير اخذ مدرك اقدام نمودم.&lt;BR&gt;كردان با اشاره به پيگيرى هاى خود در اين زمينه آورده است : در اين جهت از رابط ارائه كننده مدرك خواستم تا با مراجعه به دانشگاه ياد شده، نسبت به اخذ مستندات تأييد كننده اقدام نمايد.&lt;BR&gt;وى ضمن اطمينان دادن مجدد به اينجانب نسبت به صحت مدرك مذكور، موضوع را از طريق وكيل دادگسترى كشور انگليس پيگيرى نموده و ضمن ارائه اختيارات قانونى وكيل مذكور، تأييديه وى مبنى بر صحت مدرك را براى اينجانب ارسال كرد.&lt;BR&gt;وى افزود: تا اين مرحله اينجانب بيش از گذشته نسبت به صحت مدرك اطمينان پيدا كردم و موضوع را مجدداً به استحضار شما رساندم. لكن از آنجا كه شخصاً براى كسب اطمينان كامل و هميشگى، تأييديه مستقيم دانشگاه را لازم مى ديدم نماينده اى را به دانشگاه مذكور اعزام كردم تا نسبت به اخذ تأييديه اقدام نمايد.&lt;BR&gt;كردان با اعلام اينكه «با مراجعه نماينده اينجانب به يكباره و با ناباورى كامل با عدم تأييد دانشگاه مواجه شدم» تصريح كرده : لذا تلاش كردم تا چگونگى مسئله را از رابط مورد اشاره جويا شوم. لكن هر چه كوشيدم ايشان را نيافته و متوجه شدم كه وى تخلف كرده است.&lt;BR&gt;وزير كشور در ادامه خطاب به رئيس جمهورى آورده است : بر اين اساس طى نامه شماره ۲۰‎/۱۲۱۸۰‎/۸۷ مورخ ۸۷‎/۶‎/۲۴ در دادسراى عمومى و انقلاب تهران عليه مشاراليه شكايت كيفرى نمودم تا تحت تعقيب قضايى قرار گيرد و اكنون پرونده در جريان رسيدگى است.&lt;BR&gt;وى همچنين در اين گزارش تأكيد كرده است: اينجانب بر خود فرض مى دانم از همه عزيزان و به ويژه جنابعالى كه انگيزه اين تحقيق و روشن شدن حقيقت را براى بنده فراهم آورديد صميمانه سپاسگزارى نموده و بر اين موضوع تأكيد و تصريح نمايم كه بررسى هاى به عمل آمده پس از اخذ رأى اعتماد به روشنى نشان مى دهد كه اينجانب در طول دوره خدمت در صداوسيما و ... هيچ گونه وجهى از بابت مدرك دكتراى افتخارى دريافت نكرده ام.&lt;BR&gt;در پايان اين نامه آمده است : بديهى است اينجانب با قدرشناسى از حسن اعتماد رياست محترم جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، با احساس آمادگى و انگيزه بيشتر، در خدمت اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران خواهم بود و تمامى تلاش خود را در خدمت به كشور و مردم عزيز به كار خواهم بست.&lt;BR&gt;گفتنى است ، رئيس جمهورى دو ماه پيش پس از آن كه برخى افراد نسبت به حد نصاب نرسيدن رأى اعتماد سيد مهدى هاشمى سرپرست وزارت كشور از مجلس ابراز ترديد كردند، هشت مرداد على كردان را به عنوان وزير پيشنهادى براى تصدى مسئوليت وزارت كشور به مجلس معرفى كرد. وى پانزدهم مرداد پس از يك جلسه جنجالى در مجلس با ۱۶۹ رأى موافق، ۶۴ مخالف و ۳۶ ممتنع به عنوان وزير كشور از مجلس رأى اعتماد گرفت.&lt;BR&gt;با وجود اين انتخاب، اظهارنظرها درباره مدرك تحصيلى كردان همچنان از سوى برخى موافقان و مخالفان ادامه يافت. رئيس مجلس نيز ۲۱ مردادماه در حكمى به رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات، اين كميسيون را مأمور بررسى اصالت مدرك تحصيلى على كردان كرد.&lt;BR&gt;همزمان با اين اظهارنظرها، رئيس جمهورى در تاريخ ششم شهريورماه طى ابلاغى به دكتر زاهدى وزير علوم، تحقيقات و فناورى، دستور ارزيابى مدارك تحصيلى برخى از مديران را صادر كرد و خواستار بررسى جامعى از چگونگى ادامه تحصيل، اخذ مدرك، استفاده از بورس هاى تحصيلى در داخل و خارج و چگونگى ارزيابى آن بويژه از سالهاى ۴۶۳۱ به بعد توسط مديران شد.‎&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 00:07:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخ دانش آموزان به نامه فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام </title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=post-body&gt;
&lt;P&gt;&lt;A onblur=&quot;try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}&quot; href=&quot;http://bp1.blogger.com/_sHAmlJRarXQ/R9O4rLBAQZI/AAAAAAAAC-M/1Osv6uRYnLk/s1600-h/aaa.JPG&quot;&gt;&lt;IMG id=BLOGGER_PHOTO_ID_5175683448609718674 style=&quot;FLOAT: left; MARGIN: 0pt 10px 10px 0pt; CURSOR: pointer&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://bp1.blogger.com/_sHAmlJRarXQ/R9O4rLBAQZI/AAAAAAAAC-M/1Osv6uRYnLk/s200/aaa.JPG&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به دنبال انتشار نامه فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام، به دانش آموزانش، از سوی این دانش آموزان دو نامه خطاب به معلم خود نوشته شده است. متن این دو نامه به شرح زیر است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نامه ی اول&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سلام ای خواسته ی شگرف، عزیز رویایی، همه می گویند شکی نیست تو با پرستو همراه بهار میایی&lt;BR&gt;باغبان باغ عشق سلام، امروز که فرسخ ها از وجود نازنینت دورم احساس می کنم به اندازه ی شاهرگ حیات به من نزدیکی چون طنین صدایت را همواره در گوش دارم واندرزهایت را حلقه ای آویز گوشم کرده ام. بهترین درودها را به وسعت لحظات شاد باهم بودن برایت ارمغان دارم. دیشب نامه ات (بابا آب داد) را خواندم و اطمینان پیدا کردم هنوز بچه هایت را فراموش نکرده ای و با گریه به خواب رفتم خوابی از جنس بلور، خوابی به امید فردا. بازهم در کلاس حاضر شوید سرحال امیدوار با یک دنیا آموختنی ها.&lt;BR&gt;آقای کمانگر عزیز، هرگز فراموش نخواهم کرد زمانی که خبر از مرگ همکلاسیمان کوروش را شنیدی چه بر سرت آمد و چگونه برایش گریه کردی و اکنون هم هنوز در غمش برایش می نویسی و یا روزی که سرگل دختر بیچاره ای را که به زور از نیمکت های شکسته ی کلاس سرد وتاریکش جدا کردند واو را به خانه نابخت شوهر فرستادند، بگذار از سرنوشتش برایت بگویم هر چند که مطمئن هستم بسیار اندوهگین ات می کنم. او را نیز مانند کوروش با جسدی بی جان به همان روستا بازگرداندند، اما با ۹۰% سوختگی ناشی از خود سوزی. آقای معلم عزیزم بدان که بسیاری از بچه هایت به نوعی کوروش و سرگل می شوند. همین را بگویم که همه آرزوهایی را که از ما می پرسیدی می خواهید آینده چگونه باشد، در حد یک آرزو ماند. فقط خوشبختانه یک آرزوی من که هنگام خردسالی داشتم که کاش می شد فرشتگان را دید به حقیقت پیوست ومن یکسال تجربه با فرشته بودن را داشتم..&lt;BR&gt;ای بهترین، هیچگاه کلمه ی خدا حافظی برایم خوشایند نخواهد بود چون یادآور خاطره تلخ پایان سال تحصیلی را با تو در ذهنم تداعی میکند. چه سخت از ما دور شدی و ما همه بخاطر آخرین روز دیدار کنارت گریه کردیم. مطمئن هستم که همه را بیاد داری. من لیلا ۲۱ ساله هستم و در دوم دبیرستان ازدواج کردم و اکنون بچه ای سه ساله دارم که آرزو داشتم که روزی فرزندانمان نیز پشت همان نیمکت ها را با تو تجربه کنند. من هنوز بعد از گذشت نه سال کلاس درسم را با تو تجسم میکنم و به آن روز ها غبطه می خورم اما اکنون چگونه برای فرزندم از تو بگویم؟ بگویم خوب بود عاشق و دلسوز بود. او چه جواب خواهد داد؟ مطمئن می گوید مادر بیا تا خوب نباشیم، هیچگاه عاشق و دلسوز نباشیم. پس کجائید آن خوب…؟&lt;BR&gt;به امید رهایی و آزادی معلم و برادر خوب و همیشگی و سر مشق زندگیمان فرزاد کمانگر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لیلا دانش آموز کلاس چهارم نسترن، نیمکت سوم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نامه دوم: نگذارید بر خاطرات رنگارنگ کودکیمان رنگ سیاهی بنشیند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما خواهان آزادی بی قید و شرط آموزگار دلسوزمان آقای فرزاد کمانگر هستیم. ما از ستم، از رنج، از زندان، از بایدها و از هر که و هر آنچه تو را در بند می کشد بیزاریم. ما از معلممان آموختیم برای آزادی و شرافت انسانیت فریاد بر آوریم، زندگی را با تو میخواهیم و ما با امید به ورزیدن نسیم صلح و آزادی در هر کوی و برزن زین مرز و بوم صبحگاهان که گل های شقایق در بستری از خون تولدی دیگر می یابند با خطی سرخ بر سینه سفید دفترمان بنگاریم:&lt;BR&gt;تا شقایق هست زندگی باید کرد&lt;BR&gt;امروز می خواهیم خاطرات شیرین و لطیف کودکیمان را که با معلم عزیزمان داشتیم بر روی کاغذ بکشیم تا بدانیم ما نیز تو را همواره در یاد خود سر بلند می دانیم و فراموش نخواهیم کرد. در این لحظه که برای تو می نویسیم چشمانمان پراز اشک با هم یک صدا فریاد می زنیم (ما خواهان رهایی معلممان هستیم) بگذارید خاطرات دوران کودکیمان خاطراتی همراه با حسرت نباشد. اگر هر کدام از ما هم به اندازه ی این معلم دلسوز برای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم از خودمان گذشت داشتیم بخاطر ترقی دیگران مسلماَََُُ جامعه ی عدالتمندی داشتیم. کدام معلم است که هر ماه حق و حقوقش را با دیگران تقسیم کند و کتاب بچه هایش رااز روی نیمکت بردارد و دزدکی پولی لای آنها بگزارد و کدام است که به اندازه ی فرزاد کمانگر شوق درس خواندن و امید به زندگی را به دانش آموزانش بدهد، معلمی که به ما آموخت به سرزمین مان عشق بورزیم و برای سربلندیش بکوشیم و در مدحش سرود بخوانیم. پس ما به چه شوقی بتوانیم درس بخوانیم وقتی که برادرمان را در کنج زندان پرپر می کنند چگونه به آینده ی خویش امیدوار باشیم. آیا این انصاف است کسی را که هنوز دانش آموزانش به امید حرفهای او درس می خوانند تا به هدفشان برسند این گونه مجازات کنید؟ کسی که دانش آموزانش هنوز چشم به راه آمدنش هستند. کسی که خدمت را افتخار می دانست، او که نحوه زندگی کردن را به ما آموخت اکنون حق زندگی را از خودش می گیرید؟&lt;BR&gt;ما با چه امیدی درس بخوانیم تا مفید باشیم در حالی که یکی از بهترین الگوهایمان را به دار میکشند. کسی که هر لحظه زندگیمان با او خاطره ایست، ما زندگی را با او میخواهیم، ما منتظر دستان پر مهرش هستیم، ما به قیمت جانمان او را می خواهیم چون او بسیار به آینده ی ما امیدوار بود، پس بگذارید آینده را نیز با او تجربه کنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از طرف دانش آموزان معلم سر بلند فرزاد کمانگر - رویا، صنوبر و…&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فعالان حقوق بشر در ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 21:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد عزیزان</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;H3 class=post-title align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006600 size=5&gt;سی هزار گل سرخ - به مناسبت سالگرد قتل عام زندانيان سياسي&lt;/FONT&gt; &lt;/H3&gt;
&lt;P class=post-body align=center&gt;
&lt;DIV class=post-body style=&quot;CLEAR: both&quot; align=center&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=post-body align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://bp1.blogger.com/_9HF-zb8qbMM/SJaNAYy8A2I/AAAAAAAAAbY/4-IxXD_cwyQ/s1600-h/30hezargolesorkh.jpg&quot;&gt;&lt;IMG id=BLOGGER_PHOTO_ID_5230523055033025378 style=&quot;DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://bp1.blogger.com/_9HF-zb8qbMM/SJaNAYy8A2I/AAAAAAAAAbY/4-IxXD_cwyQ/s400/30hezargolesorkh.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=LableStyleRightBar align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mojahedin.org/pages/decorumdetails.aspx?decorumid=4271&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #cc0000&quot;&gt;سایت سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 21:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایران ما</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;شعر زیر بیان کننده &lt;FONT color=#0000ff&gt;شوکت دیروزی&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#ff0000&gt;هلاکت امروزی&lt;/FONT&gt; این سرزمینه...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;واقعا ما چی بودیم و چی شدیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;                      &lt;IMG src=&quot;http://navid913.persiangig.com/image/korosh.JPG&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;برخـیز شـتربـانـا بربـنـد کـجـــاوه                                                کز چرخ همی گشت عیان رأیت کاوه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در شاخ شجر برخـاست آوای چکاوه                                           وز طول سفر حسـرت من گشت علاوه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بگذر به شتاب اندر از رود سمـاوه                                             در دیـده مـن بـنـگر دریـاچـه سـاوه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;درچین و ختن ولوله از هیبت ما بود                                           در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در اندلس و روم عیان قدرت ما بود                                           غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;صقلیه نهان در کنف رأیت ما بود                                              فرمان همایون قضا آیت ما بود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم                                         وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دریای شمالی را بر شرق نشاندیم                                            وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هند از کف هندو ختن از ترک ستاندیم                                       ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم                                          درداو فره باخته اندر شش و پنجیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;با ناله و افسوس در این دیر سپنچیم                                       چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم                                     ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;                                             جغدیم به ویرانه هزاریم به گلزار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;افسوس که این مزرعه را آب گرفته                                    دهقان مصیبت زده را خواب گرفته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;خون دل ما رنگ می ناب گرفته                                          وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;رخسار هنر گونه مهتاب گرفته                                          چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;                                         ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ابری شده بالا و گرفته است فضا را                                    از دود و شرر تیره نموده است فضا را&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آتش زده سکان زمین را و سما را                                     سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ای واسطه رحمت حق بهر خدا را                                      زین خاک بگردان ره طوفان بلا را&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;                                         بشکاف ز هم سینه این ابر شرر بار&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://www.orbitfiles.com/download/id1686598971&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#bb3300 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;فایل صوتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; ترانه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 00:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایران</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;                                                              &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;بی گناه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;                                &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.iranblog.com/1/1221006130.gif&quot; border=0&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;سلام بچه ها. من مهر قراره برای ترم پنجم دانشگاهم ثبت نام کنم... از ما دیگه گذشته. ما که با تمام ناعدالتیها ساختیم و خودمونو به اینجا رسوندیم... اما امشب خبری شنیدم که تمام بدنمو لرزوند...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;میدونید چی بود؟ نمیدونید؟ پس بشنوید...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;امشب شنیدم که تعداد زیادی از جوونای دوست داشتنی کشورمون با کسب رتبه دو رقمی و سه رقمی نتونستن تو رشته ای از رشته های دانشگاهی قبول بشن... یکی با رتبه 41 تو رشته ریاضی نتونست دانشگاه قبول بشه... به نظر شما مسئولهای کشورمون که تا به حال چیزی جز بی عدالتی رو برای ما به ارمغان نیاووردن با چه منطقی میتونن که قبول نشدن این جوون فهیم رو توجیه کنن؟ آیا میتونن توجیه کنن  که چه طور دختری گلی با رتبه 300 تو رشته پزشکی قبول نمیشه اما تو همون دانشگاه فردی با رتبه 500 اونم با سهمیه n% میره جای این دختر خانم میشینه؟ اما این فقط دو تا از موارد بود... موارد دیگه ای هم با رتبه های &quot;80&quot; &quot;50&quot; &quot;800&quot; و حدود 40 مورد دیگه با رتبه زیر 1000 بودند... تنها پاسخی که از طرف مسئولها اعلام شد آشنا نبودن داوطلبها با قوانین بود... به نظر شما این منطقیه که کسی با رتبه 41 به علت آشنا نبودن با قوانین اونم تو رشته ریاضی تو دانشگه قبول نشه؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اینها که رد میشن... پس اون کیه که به جای این نازنینهای کشور سر کلاس درس تو دانشگاه میشینه؟ کیه که میخواد با نامردی و پارتی بازی خودشو دانشجو معرفی کنه؟ اون جوونا چند سال خودشونو با سختیها و محدودیتها عادت میدن تا بتونن افتخاری واسه خونواده هاشون باشن. اما کیه که عدالت رو زیر پاش میذاره و این همه سختی و بی خوابی رو نادیده میگیره؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;میخواین این افراد رو بشناسین؟ نمیشناسین؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;جواب روشنه... فقط کمی دقت میخواد... ولی از همینجا به اونهائی که نا عادلانه و با سهمیه های مختلف وارد دانشگاه میشن باید بگم که روزی زمان سروری شما برای همیشه تموم میشه. اونوقته که دیگه از عذاب راه گریزی برای شما نیست...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به امید آن روز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;&lt;زنده باد ایران        به امید عدالت و آزادی&gt;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 22:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه دانشجويان و زندانيان سياسي زندان اوين در حمايت از فرزاد کمانگر</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 16px&quot; face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;                                                            &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 16px&quot; face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=6&gt;به نام آزادي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 16px&quot; face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;من درد مشترکم مرا فرياد کن&lt;BR&gt;من آموختن را براي انديشيدن مي ستايم و آموزگاري را ارج مينهم که رسالت آموزش را نه صرفاً در مشغوليت به آن که شغل معلمي را براي ترسيم و ستايش دنيايي عادلانه تر و آزادتر بخواهد .&lt;BR&gt;از تو مينويسم که هر وقت درباره تو نوشتيم ، به خود آمديم که تفاوت از کجا تا به کجاست ، و باران اشک بارها نوشتارمان را بي سرانجام گذاشت ، فرزاد عزيز ما را بياموز که چگونه درباره ات بنويسيم .&lt;BR&gt;فرزاد کمانگر ابر انساني است يکسر تعهد و مقاومت و پايداري در مبارزه . بايد بود و ديد و شناخت تا کلمات را باور کرد . او به واقع حامل درد و رنجي است که با خود تاريخي دارد . تاريخي از مبارزه ملتي که سالها مقاومت را به  رغم تمام هزينه هايش به جان و دل خريده اند .&lt;BR&gt;کمانگر آموزگاريست که پلي ساخته ميان آموزه هايش در دورافتاده ترين مدارس روستاهاي کردستان با عالم واقع سياست ورزي و آزادانديشي و تحول خواهي .&lt;BR&gt;فرزاد نه يک شخص بلکه نماد يک انديشه است . انديشه اي که حس زيستن و ماندن را با خود دارد . تفکري است که به قصد آموختن الفباي آزادگي و آزادانديشي ، کمانگرها را در دامان خود پرورانده است . جرم فرزاد نيز جز آزاديخواهي و حق طلبي نيست که اينگونه بغض هاي بدخواهانش فوران نموده و همچنان چشم خود را بر حل اصولي مسئله بسته و در اقدامي سياسي و غيرحقوقي او را محکوم به مرگ نموده اند .&lt;BR&gt;حال که مجالي براي قدرداني از زحمات اين عزيز مهيا نگشته و شايد در ذهن ، او را آنچان که شايسته ستودن است ستوده ايم ، به عنوان شاگرداني که روزي دست نوازش معلمي چون او ، ما را بر آن داشت تا چشم بر ظلم و جور نبنديم و بيانديشيم و عمل کنيم ، بر خود لازم دانستيم که يکدل و همراه با ساير آزاديخواهان و آزادانديشان ، متفکران ، معلمان ، استادان ، دانشجويان و بخصوص معلمان عزيز کامياران اعتراض شديد خود را نسبت به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر و حکم ناجوانمردانه صادر شده اعلام نموده و خواستار آزادي هر چه سريعتر اين معلم آزاده باشيم .&lt;BR&gt;آخرين برگ سفرنامه باران&lt;BR&gt;اين است : که زمين چرکين است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دانشجويان و زندانيان سياسي اندرزگاههاي 7 و 8 زندان اوين&lt;BR&gt;1- احمد قصابان&lt;BR&gt;2- ابوالفضل جهاندار (پويا)&lt;BR&gt;3- هدايت غزالي &lt;BR&gt;4- صباح نصري&lt;BR&gt;5- عباس خرسندي&lt;BR&gt;6- حميدرضا محمدي(ماهان)&lt;BR&gt;7- احسان منصوري&lt;BR&gt;8- مجيد توکلي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 23:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندان</title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=moduletable&gt;
&lt;H3&gt;فرهاد را از زندان آزاد می کنیم ! &lt;/H3&gt;&lt;LINK href=&quot;templates/azady-barabary/css/template_css.css&quot; type=text/css rel=stylesheet&gt;
&lt;TABLE class=at_main2_table&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TABLE class=at_element2_table1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;DIV class=at_title2&gt;&lt;A class=at_title2 href=&quot;http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85/-20080515725.html&quot;&gt;کمپین عفو بین الملل برای آزادی فرهاد حاج میرزائی&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top height=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A class=at_img_table href=&quot;http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85/-20080515725.html&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;FLOAT: right; MARGIN: 0.1em 0.2em 0.2em&quot; height=75 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://azady-barabary.org/images/stories/peymann/farhad11.jpg&quot; width=70 border=1&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;DIV class=at_intro&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN&gt; در این نامه هم عفو بین الملل گزارش داده است که فرهاد حاج میرزائی در زندان مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفته است. ما از همه دانشجویان و مردم، فعالین حقوق بشر در ایران و خارج از ایران میخواهیم برای آزادی فرهاد حاج میرزائی ...&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=moduletable&gt;
&lt;H3&gt;کمپین نجات داوود باقری &lt;/H3&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://sosdavood.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; height=121 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://azady-barabary.org/images/stories/davood.jpg&quot; width=162 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=moduletable&gt;
&lt;H3&gt;فراخوان حمايت از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه فردوسی مشهد &lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://www.sosmashhad.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; height=117 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://azady-barabary.org/images/stories/eshterak86.jpg&quot; width=176 align=middle border=0&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=moduletable&gt;
&lt;H3&gt;زندان پاسخ اندیشه عابد توانچه نیست &lt;/H3&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://sostavanche.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt; &lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://sostavanche.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;&quot; height=108 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://azady-barabary.org/images/stories/abedcampaignl.jpg&quot; width=172 align=middle border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 22:46:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای نجات جان داوود باقری باید متحدا اقدام کنیم </title>
<link>http://koohandiar.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پس از دستگیریهای وسیعی که دستگاههای اطلاعاتی ایران در ماههای دی و بهمن سال 86 برای از بین بردن اعتراض آزادیخواهی و برابری طلبی و محو موجودیت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، به مثابه مدافع اصلی آرمانهای جامعه انسانی در دانشگاهها، انجام داد ، چند نفر از فعالان ( دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب) برای فرار از آسیب تیغ تیز سرکوب، ناچار به ترک ایران شدند . اما متاسفانه بدلیل تسلط راسیسم و ضدیت با پناهندگان بر سیاست کشورهای اروپایی و ترکیه و  اهمال همیشگی سازمان ملل در مورد حقوق پناهندگان سیاسی، دچار مخاطرات زیادی شدند ( سالهاست که پناهجویان سیاسی ایرانی که برای رسیدن به مکانی امن راهی جز عبور از ترکیه ندارند ، طعم تلخ سیاستهای ضد انسانی و ضد پناهندگی دولت ترکیه را می چشند ).  از جمله  رفیق داوود باقری از اعضای فعال دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران که در فروردین امسال( مارس 2008 )توسط پلیس ترکیه  به بهانه وهم آلود ورود غیر قانونی ، دستگیر و به زندانی در شهر ادرنه منتقل گردید . وی اکنون حدود 4 ماه است که در وضعیتی بشدت غیر انسانی ودر مکانی شلوغ، آلوده و بی بهره از حداقل امکانات بسر می برد و متاسفانه  با شکست پیگیریهای انجام شده ، مایوسانه اقدام به خودکشی کرد ، اما خوشبختانه از مرگ نجات یافت و اکنون با وجود اینکه از هر مراقبت پزشکی محروم است و با وجود شرایط بحرانی جسمی ، دست به اعتصاب غذا زده است . نجات جان این فعال آزادیخواه اولویت عاجل ماست . ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از هیچ اقدامی برای نجات رفیقمان فروگذار نخواهیم کرد و از همه شخصیتها ، سازمانها  و گروههای مدافع حقوق انسانها ، تمامی کسانی که در طول چند ماهه اخیر و در شرایط فوق العاده بحرانی، حمایتهای خویش را از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دریغ نکردند ، خواستاریم که به هر وسیله ای از داوود باقری حمایت کنند و خواهان آزادی وی از زندان شهر ادرنه ترکیه و پذیرش پناهندگی سیاسی وی و انتقال او به یک کشور امن شوند . واضح است که بدون حمایتهای وسیع آزادیخواهان در سراسر جهان این امر امکانپذیر نخواهد بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;زنده باد آزادی و برابری &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب د انشگاههای ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 22:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=koohandiar&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>koohandiar</dc:creator>
<guid>http://koohandiar.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
